![]() |
![]() |
|
| عاشقی |
|
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را/اين آتش عشق است نسوزد همه كس را
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست.... آن دوست كه بي وفاست دوشمن به از اوست آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد/ عجب از محبت من كه در او اثر ندارد/ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد/ دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 19:58 توسط حسین مددی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 فروردین 1385 |
| پیوندها |
|
علی |
|
RSS
|